.

 

     منظور از «بيت» نيز خصوص كعبه است كه در سوره مائده به اين صورت بيان شده: «جعل اللّه الكعبة البيت الحرام قياماً للناس10». «قياماً» مفعول دوّم «جَعَل» است ـ كعبه اي كه اين صفت را دارد كه بيت حرام است خداوند آن را عامل قيام براي همه مردم قرار داد: گرچه در آيه محل بحث فرمود: «مباركاً و هدي للعالمين» اما سـرّ مبارك بودن، و هدايت جهاني را به دنبال داشتن، در آيات ديگر تشريح شد.

     قبل از جريان حضرت ابراهيم ـ سلام اللّه عليه ـ اين بيت و سرزمين آن، مشخص بود; امّا حوادث فراواني از قبيل طوفان نگذاشت با همان وضع قبلي باقي بماند; آنچه فعلا تاريخ روشني دارد ساختن اين بيت توسط ابراهيم خليل ـ سلام الله عليه ـ است وگرنه قبلا هم اصل خانه بوده است.

     سوره مباركه ابراهيم اين قسمت را به عهده دارد: «ربنا إني اسكنت من ذرّيتي بواد غير ذي زرع عند بيتك المحرّم» 11 وقتي ابراهيم ـ ع ـ همسرش هاجر و فرزندش اسماعيل ـ سلام اللّه عليهماـ را به اين سرزمين آورد، هنگام توديع، هاجر به ابراهيم عرض كرد: «الي من تدعني»؟ ما را به چه كسي مي سپاري؟ فرمود: «الي ربّ هذه البنية» به پروردگار اين بناء!

     لذا ابراهيم ـ ع ـ عرض كرد: «ربنا اني اسكنت...» سپس خواسته خود را بيان نمود كه: ربنا ليقيموا الصلاة فاجعل افئدة من الناس تهوي اليهم و ارزقهم من الثمرات لعلّهم يشكرون»12 در اين سرزمين كه بحسب ظاهر، سوزان و غير معمور است آنان را اسكان دادم تا نماز را اقامه كنند، براي موفقيت آنها، دل هاي گروهي از مردم را به سمت آنان متوجه ساز; چون تو «مقلّب القلوب» هستي و آنها را نيز از ميوه ها روزي ده تا شاكر باشند.

     طبري در ذيل آيه مزبور نقل مي كند كه: اگر حضرت خليل ـ ع ـ گفته بود: افئدة الناس همه مردم اعم از يهود و نصاري و... حج بجا مي آوردند.

     اين دعا را حضرت ابراهيم ـ سلام اللّه عليه ـ در سرزمين سوزاني بيان فرموده كه هيچ اثري از آباداني در آن نبود، مكّه تنها سرزمين باير و موات مصطلح نبود كه به آن «لم يُزرع» مي گويند، سرزمين غير مزروعي، به سرزميني گفته مي شود كه قابليّت آبادشدن را دارد ولي تاكنون آباد نشده و «غير ذي زرع» به سرزميني مي گويند كه نمي شود آن را آباد ساخت چون كوهستاني، سنگلاخ و بدون آب است. زميني كه آب دارد ولي كسي روي آن كاري انجام نداده «لم يزرع» است از باب «عدم ملكه» يعني شأنيّت آبادي و كشاورزي را دارد. ولي از سرزميني كه سنگ خارا است و آبي ندارد و كسي در آن ساكن نيست «غير ذي زرع» تعبير مي شود.

     از طرف ديگر چون قدرت ذات اقدس اله، بيكران است حضرت ابراهيم ـ ع ـ عرض كرد: «ربنا اني اسكنت من ذريّتي بواد غير زرع» يعني پروردگارا همه امكانات عادي در آن سرزمين منتفي است امّا تو هرچه بخواهي مـي تـوانـي! در ايــن مقطــع چند دعـا دارد: 1 ـ خدايا آنان را بر اقامه نماز موفق گردان «ربنا ليقيموا الصلوة» گرچه انگيزه است امّا خواسته اي ضمني را به همراه دارد، 2 ـ دل هاي مردم را نيز به سمتشان متوجه كن كه خواهان آنان باشند. 3 ـ آنان را نيز از ثمرات برخوردار ساز. در آخر وظيفه آنها را كه حق شناسي است گوشزد نموده كه: «لعلّهم يشكرون» 13

     دعاهاي اين مقطع در سوره مباركه بقره14 آمده كه ابتدا عرض كرد: «ربّ اجعل هذا بلداً آمنا»; «خدايا اين وادي غير ذي زرع را شهر امن قرار بده» سپس ساليان متمادي گذشت، چشمه زمزم به بركت اين دعا و استغاثه هاجر ـ عليها سلام الله ـ و ناله آن كودك; اسماعيل ـ ع ـ جوشيدن گرفته، كم كم پرنده و غير پرنده و قافله ها فراهم آمدند و آنجا «بَلد» شد و دعاي اول مستجاب گرديد. بار دوم كه حضرت ابراهيم ـ ع ـ تشريف آورد ند آنجا را شهر يافتند خواسته قبلي را با تغيير سياق، بار ديگر در سوره ابراهيم عرض كرد:

     «و اذقال ابراهيم رب اجعل هذا البلد آمنا» 15 كه در اينجا كلمه بلد با الف و لام تعريف ذكر شد در هردو حال «أمن» را از خدا خواست و اين خواسته را نيز خداوند برآورد لذا درباره آن چنين فرمود: آيا نمي بينند همه جا قتل وغارت و آدمكشي است جز سرزمين مكه كه بلد امن است؟ «أولم يروا اناجعلنا حرماً آمناً و يتخطّف الناس من حولهم أفبالباطل يؤمنون و بنعمة اللّه يكفرون».16 بيرون مكّه جاي آدم ربايي است («خطفه» يعني ربودن، كاري كه كركس و شاهين نسبت به گنجشك و كبوتر انجام مي دهند و آنها را در حال ناآگاهي و غفلت مي ربايند) امّا ما اينجا را امن قرار داديم. اين امنيّت به دعاي ابراهيم خليل ـ سلام اللّه عليه ـ حاصل شد كه حكم فقهي نيز چنين است: «من دخله كان آمناً». 17

     غرض آنكه از جمله «عندبيتك المحرم» معلـوم مي شـود كـه قبل از ابراهيم ـ سلام اللّه عليه ـ نيز، كعبه به عنوان بيت حرام سابقه داشته، گرچه در اثر حوادث فراواني قبل از آن حضرت و بعد از وي چندين بار كعبه ويران شده، خواه به وسيله سيل يا حادثه ديگر همچون مورد هدف قرار دادن حجّاج پليد كعبه را از بالاي كوه ابوقبيس توسط منجنيق! و اين سنگ هاي سياه كه ديوارهاي كعبه را تشكيل مي دهند، عين همان سنگ هاي چند قرن قبل نيست.

     از ايـن كـه در زمان ظهور اسلام، وجود مبارك حضرت اميرالمؤمنين ـ ع ـ بر بالاي دوش رسول خداـ صلي اللّه عليه و آله ـ پانهاده، بت ها را فرو ريخت معلوم مي شود; بر حسب ظاهر و جريان طبيعي، كعبه تقريباً به اندازه قامت دو انسان متوسط بوده (يعني دوبرابر قد يك انسان).

     البته آن بخش معنوي از اين حادثه كه وقتي حضرت علي ـ ع ـ پا روي دوش مبارك پيامبر نهاد دستش به هرجا كه مي خواست برسد مي رسيد، حساب ديگري دارد.

     اين كعبه خراب شد. آنگاه خداوند دستور بازسازي كعبه را به ابراهيم خليل داد: «و اذ بَوَّأْنا لابراهيم مكان البيت»; يعني ما مهندسي كعبه را خود به عهده گرفتيم. نقشه آن را، كه در كجا ساخته شود، تنظيم كرده به ابراهيم نشان داديم سپس خطاب به او گفتيم: «ألاّتشرك بِي شيئاً و طهّرِبيتي للطائفين و القائمين و الرّكع السجود»18... به هيچ چيز به من شرك نورز و خانه ام را براي طواف كننده ها و نمازگزاران و راكعان ساجد پاكيزه نما تا هم معبد پاكان باشد هم قبله و هم مطاف پاكيزگان