بيت المقدس، با همه قداستي كه دارد، ذات اقدس اله در قرآن آن را به خود اين چنين اسناد نداده است، تنها كعبه به خدا مستند است فرمود: «بيتي» خانه من: كعبه،«بيت اللّه» است.

     سپس به ابراهيم خليل ـ سلام اللّه عليه ـ فرمود: تو اعلام كن مردم هم به سوي تو براي زيارت كعبه مي آيند. از تو گفتن و از مردم حضور بهم رساندن: «و أذّن في الناس بالحج يا توك رجالا» جمله «يأتوك» جواب امر است; يعني سرانجام مي آيند به هرنحو ممكن هم پياده «و علي كل ضامر» هم با مركوب هاي لاغراندام. معلوم مي شود پيروان ابراهيم و آنان كه دعوتش را اجابت مي كنند يا پياده ها هستند يا اگر مركوب دارند لاغراندام است; البته آنان كه از امكانات بهتري برخوردارند، سواره هستند و مركوب فربه دارند، كمتر توفيق مي يابند، «يأتين من كل فّج عميق» 19 از هر درّه پرعمق مي آيند.

     حاصل آنكه، ابراهيم خليل ـ سلام اللّه عليه ـ به دستور ذات اقدس اله، مراحلي را طي كرد. ابتدا اين سرزمين كه معلوم بود سرزمين مكه است، جاي آن شناخته شده نبود بعد ابراهيم فرزند و همسرش را در آنجا نهاد و از خدا خواست كه آنجا را بلد امين قرار دهد.

     بار دوم كه تشريف آوردند آن جا را «شهر» يافتند ولي مأمن بودن را مجدّداً مسألت نمود، دستور رسيد كه بايد اين خانه را نوسازي و بازسازي كني جاي آن را خداوند مشخص نمود، ايشان شروع به ساختن كردند، آنگاه در حين ساختن عرض كرد:

     «تقبّل منّا اِنَّكَ أنت السّميع العليم» 20 خداوند در باره كعبه ساخته شده فرمود: «جعل اللّه الكعبة البيت الحرام قياماً للناس» 21 نه تنها خود كعبه را عامل قيام مردم قرار داده، محرّم كرد، بلكه آن محدوده وسيع حَرَم و ماهي كه حج در آن انجام مي شود همه آنها را به عنوان شعار و قيام مردمي قرار داد.«والشهر الحرام و الهدي و القلائد...» طبري در ذيل آيه مزبور مي گويد: قوام مردم در جاهليت كه به دوزخ و بهشت معتقد نبودند به كعبه بود، خداوند آن را با اسلام تأييد و تحكيم نمود، پناهنده به حَرَم از تعرّض مصون بود، اگر كسي قاتل پدر خود را در ماه حرام مي ديد متعرض وي نمي شد، و اگر قِلاده به گردن قرباني آويخته مي شد آن حيوان از تعرض محفوظ بود گرچه علف ديگران را از گرسنگي مي خورد. خلاصه آنكه: آهنگ زيارت خانه خدا مايه احساس امنيّت بود