خانه كعبه، يك امن تكويني دارد، زيرا بسياري از طاغيان خواستند آن را از بين برده به اهل مكه نيز آسيب وارد سازند ولي ذات اقدس اله آن جا را مأمن قرار داده فرمود: «الذي اطعمهم من جوع وامنهم من خوف» 32 آن روز كه از تشريع سخني نبود مردم مشرك مكه از امنيت خاصي برخوردار بودند. يك امن تشريعي كه: «من دخله كان امناً» يعني كسي كه وارد حرم شد شرعاً در امان است، طبري در ذيل آيه 97 سوره آل عمران نقل مي كند: در جاهليّت اگر جاني به كعبه پناه مي برد هيچ كس متعرض او نمي شد.

     نيازي نيست، به تكلف افتاده بگوييم منظور از «آيات بينات» خصوص «مقام ابراهيم» يا خصوص امنيّتي است كه خدا قرار داده; جريان «زمزم»، «حجر اسماعيل» و «حجر اسود» نيز از آيات بيّنه است. به علاوه خود «بيت» آيه بينّه و معجزه است; زيرا براساس آيات سوره «فيل» آنها كه خواستند كعبه را از بين ببرند، با هجوم لشكريان الهي مواجه شدند:

     « ألم تركيف فعل ربّك بأصحاب الفيل... فجعلهم كعصف مأكول» پس لازم نيست بگوييم «مقام ابراهيم» بيان آيات بينات است، بلكه از باب ذكر خاص بعد از عام است.

     در سوره مباركه «بقره» مي فرمايد: «و اذ جعلنا البيت مثابة للناس و أمناً و اتخذوا من مقام ابراهيم مصلّي و عهدنا الي ابراهيم و اسماعيل أن طهّرابيتي للطائفين و العاكفين و الركع السجود»33 طي بحث مبسوطي آمده است كه چطور بيت الله مرجع جميع مردم و امن همگاني است هم امن تكويني دارد; زيرا اگر كسي بخواهد كعبه را محو سازد خدا به او امان نمي دهد و هم امن «تشريعي»; زيرا هركس به آن جا پناه برده نمي توان حدود الهي را در آن جا بر او جاري كرد. مگر خود او حرمت بيت را رعايت نكند: «والحرمات قصاص» 34 اگر كسي حرمت كعبه و مسجد حرام و حرم يا ماه حرام را رعايت نكرد شما نيز مي توانيد او را و حرمت امور ياد شده را قصاص كرده، رعايت نكنيد.

     اگر جاني در خود حرم، جنايت كرد مي توان حد را بر او جاري كرد ولي اگر در خارج حَرَم مرتكب جرمي شده و به حرم پناهنده شد، بايد به او مهلت داد تا از حرم بيرون بيايد. البته خريد و فروش با او، احسان و اطعام به او ممنوع است تا با فشارآوردن به وي از آنجا خارج گردد.

     در بعضي از آيات به امنيتي كه خداوند، نصيب سرزمين مكه كرده اشاره شده، نظير آيه سوره عنكبوت:

     «أولم يروا أنّاجعلنا حرماً آمناً و يتخطّف الناس من حولهم أفبالباطل يؤمنون و بنعمة اللّه يكفرون» 35 مگر اينها نمي بينند همه جا آدمكشي و آدم ربايي و غارتگري است ولي، ما اين سرزمين را امن قرار داديم! حتي در زمان جاهليّت نيز اين منطقه را امن قرار داديم، مردم در جاي ديگر اختطاف مي شوند ولي در اين جا محفوظند.

     سرّش اين است كه اگر كسي بخواهد به كعبه يا مردم آن سرزمين آسيب برساند خدا به او مهلت نمي دهد مخصوصاً اگر بخواهد به كعبه صدمه برساند: «و من يردفيه بالحاد بظلم نذقه من عذاب اليم»36 و اين از خصائص حرم است، اگر كسي ملحدانه بخواهد ستمي روا دارد ما به او مهلت نمي دهيم.

     روايتي مرحوم ابن بابويه قمي در كتاب شريف «من لايحضره الفقيه» نقل كرده كه اگر كعبه از حرمت خاص برخوردار است و اگر در جريان ابرهه با «طير ابابيل» از كعبه حمايت شده چطور در جريان تحصّن ابن زبير در درون كعبه، خدا از او حمايت نكرد؟ آنگاه كه حجاج بن يوسف به دستور عبدالملك بالاي كوه ابوقبيس منجنيق نصب نموده كعبه را از آن جا زيرسنگ هاي فراوان، در هم كوبيد و ابن زبير را دستگير كرده به هلاكت رساند؟

     مرحوم «صدوق» در جواب فرموده اند: حرمت كعبه براي آن است كه دين محفوظ بماند و حافظ و ضامن دين، در زمان حضور، امام معصوم ـ ع ـ و ولي خدا; و در زمان غيبت نايبان اوهستند. حضرت (ظاهراً امام سجاد ـ ع ـ) فـرمـود: اين زبيري كه سيدالشهدا ـ سلام اللّه عليه ـ و امام زمانش را ياري نكرد و بعد از شهادت آن بزرگوار امام زمان ديگرش (امام سجاد ـ ع ـ ) را نيز ياري ننمود و خود داعيه اي داشت، اگر به كعبه هم پناه ببرد، خدا او را پناه نمي دهد; چه اينكه خداوند در جريان ابرهه طير ابابيل را اعزام كرد ولي در جريان منجنيق بستن حجاج چنين لشكري را نفرستاد.

     بالاخره امويان ابن زبير را كه آدم فاسدي بود گرفته و كشتند بعد هم كعبه را ساختند، مشكلي هم پيش نيامد. اما ابرهه آمده بود كه قبله و مطاف را بردارد خدا نيز به او امان نداد; پس جريان كار حَجّاج نقض آيه «من يرد فيه بالحاد بظلم...» نيست و با آن منافاتي ندارد.

     هم اكنون نيز اين خطر وجود دارد! اگر خداي ناكرده آن سرزمين، سرزمين ستم بشود مادامي كه مردم در صراط مستقيم نباشند چنين نيست كه خدا دست ظالم را كوتاه سازد; بلكه ممكن است براساس «نُوَلّي بعض الظالمين بعضاً» 37 ظالمي را بر ظالم ديگر مسلط گرداند! عمده آن است كه مسلمين وظيفه اصلي خود را انجام دهند آنگاه و عيدالهي من يرد فيه بالحاد بظلم نذقه من عذاب اليم») تحقق پذيرفته به آن ظالم مهلت نمي دهد.